سخنی با مردانی از جنس نور
سلام وصلوات خدا ورسول به روح بلند وآسمانی شهیدان آن سرخ جامگان در خون شناور ، مومنان به یقین رسیده وپرهیزکاران به خدا پیوسته ،سلام ودرود بر شهیدان شهر عشق وشهادت مردانی که در آتش اشتیاق وصال دوست سر از پا نشناخته واز دست ساقی عشق جام گوارای شهادت را نوشیدند، مردان شجاعی که میثاق خونین دفاع از حریم ولایت را با خون خود امضاء سرخ نمودند ونماز عشق را با سلام شهادت به پایان رساندند.
شهید ای طلایه دار ظفر،ای سراینده شعر رهایی،ای بر خواسته از خاک وپیوسته به افلاک، شهید از همه جا بریده وبه خدا پیوسته تورا نور میخوانم،روشنایی میخوانم،تورا صفا میخوانم،تورا منبع معرفت میخوانم،توخود معرف معرفتی،تو خط نهایی ایثاری،تو نقطه اوج شناختی،تورا هرگز نفس خاکی نخواهد شناخت. چون نفس خاکی، خاکیان را می بیند ،تو در بالاترین رتبه افلاکی.
می دانی من کجای دنیا قرار گرفته ام؟ در کوچه پس کوچه های منیت ودنیای پست.من دیگر بال پرواز ندارم.پروبالم راشیاطین جن وانس بستند، ودر لذایذ دنیا من غرق شده ام ،نه فریادی دارم نه توانی. توکجا ومن کجا؟توپر پرواز گرفتی ومن خیال پرواز را از دست دادم ،تو شوق سرشار گرفتی ومن احمال وسستی، تو کجا ومن کجا؟ تودر وصیت نامه ات از نفس مطمئنه نوشتی ولی من نفس اماره را تقویت کردم ،تو از ملکوت گفتی ،من از جنس خاک بودم واز دنیا، تواز صلابت خواندی من از تسلیم، توشعر آزادگی را خوب سرودی ولی افسوس که من خوب نخواندم واگر هم خواندم نفهمیدم واگر هم فهمیدم توجه نکردم، تو از وفا گفتی و ازپایداری،از استقامت واز شهامت،از آزادگی گفتی واز شهادت، از نور گفتی وازنشاط،گفتی که مردان خدا چگونه اند.در کلامت ،در نگاهت،در رفتارت همه را گفتی،از مظلومیت حسین (ع) تادستان قلم شده عباس، از عصر عاشورا تا اسارت زینب(س)، از غل وزنجیر زین العابدین (ع)تا صورت نیلگون رقیه ، گفتی که چگونه اسلام به جا مانده،از اسارتها از خون جگر خوردن ها، از ظلم وستم دیده ها.گفی وگفتی وگفتی،برایمان نوشتی،توصیه کردی که مبادا اسلام غریب بماند، مبادا ولایت تنها بماند،مبادا حجاب ها دریده شود، مبادا مسئولیت پذیر نباشیم، مبادا بی تفاوت بمانیم،مبادا در مقابل بدی ها مهر سکوت بر لب زنیم، مبادا فعل حرام انجام دهیم، مبادا منزلت شیعه را لکه دار کنیم،مبادا در خط شیطان باشیم و ولایت را تنها بگذاریم.
ولی اینک چه کنیم که میان ماه من تا ماه تابان تفاوت از زمین تا آسمان است
[ پنجشنبه ٤ آبان ۱۳٩۱ ] [ ٦:٥٧ ب.ظ ] [ مصطفی طاهری موگویی ]
نظرات (غیر فعال)
روستای کلوسه در غربی ترین نقطه جغرافیایی شهرستان فریدونشهر از استان اصفهان ودر دامنه هایی کوهستانی واقع شده که از شمال با روستای پشندگان و از شرق با روستای وستگان واز جنوب باروستای خویه واز غرب باروستای هیران همجوار است.